ناز آمد و دل برد و کشانید به بندش
با ماهِ رُخَش یا که به گیسوی کمندش

با خنده و شیرین دهنی دل بَرَد از ما
یا اینکه به لب هایِ چو خون قرمزِ قندش

من گرگِ کمین کرده که بی حادثه رو کرد⬇️
دستانِ مرا حالِ خرامان و لوندش

دلداده ی خود کرده تمامی جهان را
هر جا که بخواهد همه بر سر ببرندش

هم ساده و عاشق کش و هم دلبر و هم دوست
جز من به کسی هم نرسیده ست گزندش

فرقی نکند اول پاییز و زمستان
شب را به درازا بکشد موی بلندش

یا رب برسانش تو به آغوشِ من اینبار
شاید دلِ دیوانه بیاید به پسندش


#نادر_اسدپور