02- تو را شبیه هر آنچه که هست میخواهم
مرا بغل کن و از خواب بد نجاتم ده
تو گرمی آغوشی و آرزوی منی
من از تبار جنونم ، رمان فلسفی ام
تو عاشقانه ی غمگین ، دلیل رگ زدنی
تو مثل قطره ی شبنم میان بارانی
که روی قلب من آرام می شوی نم و نم
شبیه جنگل خیس ام در این نم باران
که قطره های تو را در دلم ذخیره کنم
شبیه زردی برگم که از درخت افتاد
من آن هوای غم انگیز سرد آبانی
من آن هوای پر از ابر و درهم پاییز
تو عاشقانه قدم های زیر بارانی
مرا تصور کن ، توی گرم آغوشت
من آرزوی تو دارم ، خیال من شو فقط
دوباره گم شده ام در خیال تو... بی شک
دوباره سمت من افتاده چشم قهوه ای ات
شبیه بچگی هایم ، کمی پس از دعوا
شبیه بچه ی گریان که میزند در را
تو را شبیه هر آنچه که هست میخواهم
شبیه بچه ی گریان که مهر مادر را
#نادر_اسدپور
,
تو گرمی آغوشی و آرزوی منی
من از تبار جنونم ، رمان فلسفی ام
تو عاشقانه ی غمگین ، دلیل رگ زدنی
تو مثل قطره ی شبنم میان بارانی
که روی قلب من آرام می شوی نم و نم
شبیه جنگل خیس ام در این نم باران
که قطره های تو را در دلم ذخیره کنم
شبیه زردی برگم که از درخت افتاد
من آن هوای غم انگیز سرد آبانی
من آن هوای پر از ابر و درهم پاییز
تو عاشقانه قدم های زیر بارانی
مرا تصور کن ، توی گرم آغوشت
من آرزوی تو دارم ، خیال من شو فقط
دوباره گم شده ام در خیال تو... بی شک
دوباره سمت من افتاده چشم قهوه ای ات
شبیه بچگی هایم ، کمی پس از دعوا
شبیه بچه ی گریان که میزند در را
تو را شبیه هر آنچه که هست میخواهم
شبیه بچه ی گریان که مهر مادر را
#نادر_اسدپور
,
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ ساعت 14:31 توسط نادر اسدپور
|